ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
155
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كينهء وى را در دل گرفت و خسرو پرويز كه از خشم پدر آگاهى يافت ، پنهانى به آذربايجان رفت . در اين باره جز اين هم گفته شده است . بارى ، همين كه به آذربايجان رسيد گروهى از بزرگان هوادار او شدند و با او پيمان وفادارى بستند و كسانى هم كه در مدائن مىزيستند با يك ديگر همدست و همزبان شدند تا پدر خسرو پرويز را از پادشاهى بر كنار كنند . خسرو پرويز كه خبر خلع پدر خويش را شنيد ، شتابان رهسپار مدائن شد تا پيش از رسيدن بهرام چوبينه بدان جا ، خود را به پايتخت رسانده باشد . سرانجام به مقصود رسيد و پيش از بهرام وارد مدائن گرديد و تاج بر سر نهاد و به تخت نشست . بعد پيش پدر خويش رفت كه او را تازه كور كرده بودند ، و او را آگاه ساخت كه در كارى كه با وى كردهاند او هيچ دخالتى نداشته و كاملا بىگناه بوده و فرار او به آذربايجان نيز تنها به علت ترس از او بوده است . هرمز سخنان وى را باور كرد و از او خواست تا ياران و همدمان وى را هر روز به پيش وى بفرستد و از كسانى كه وى را از پادشاهى بر كنار ساخته و كور كرده بودند انتقام بگيرد . خسرو پرويز از انجام اين كار عذر آورد و عذرش هم اين بود كه بهرام چوبينه با لشكرى انبوه به زودى به دو نزديك مىشود و او نمىتواند انتقام وى را از دشمنانش بگيرد مگر پس از پيروزى بر بهرام . بهرام به نهروان رفت و پرويز در پى او شتافت و هر دو در آن جا با يك ديگر روبرو شدند .